English Français اردو عربي فارسى پايگاه اطلاع رسانى مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى جناتى (مد ظله العالى)                 موقع المرجع الديني سماحة آية الله العظمى الجناتي(مد ظله العالي)
The official website of Ayatollah Alozma Jannaati
جستجو در اينترنت
 
آثار و تاليفات
  
الفقه المقارن
كتاب الحج
رساله توضيح المسائل
مناسك حج
منابع اجتهاد
ادوار اجتهاد
ادوار فقه
همبستگى اديان و مذاهب
سلسله گفتارها
روش هاى كلى استنباط
فتاواى منتخب
  
طهارت ذاتى همه انسانها
حكم ذبايح اهل كتاب
بلوغ دختران
زن و مقامات اجتماعى
اجتهاد ومرجعيت زنان
مجسمه سازى
بازى با آلات قمار
عروسى ها و مناسبات شادى
هنر و موسيقى
مواد مخدر
آلبوم عكس
ثبت نام در خبرنامه پايگاه

١. پرسش : آيا فرق و تفاوتى بين اذان زن و مرد مى‏باشد يا خير؟
پاسخ : تفاوتى نيست ولى زن مى‏تواند به جاى اذان كامل به چهار تكبير و شهادتين بسنده كند و به جاى اقامه به دو تكبير و شهادت به يگانگى خدا و پيامبرى رسول خدا(ص) اكتفا نمايد.

٢. پرسش : آيا شهادت به ولايت امير مؤمنان(ع) در اذان و اقامه، جزء اذان محسوب است؟
پاسخ : جزء اذان نيست ولى بايد اذعان داشت كه آن رمز تشيع و از شعائر ايمان است.

٣. پرسش : آيا اذان گفتن به گونه دسته جمعى اشكال دارد؟
پاسخ : اشكال ندارد ولى بهتر است به گونه انفرادى گفته شود.

٤. پرسش : آيا مؤذن هميشگى مسجد، مى‏تواند ديگرى را از اذان گفتن در بلندگوى آن منع كند؟
پاسخ : نمى‏تواند ولى بهتر است احترام او رعايت شود.

٥. پرسش : چرا برخى از فقها در مقام استنباط از منابع فقهى (حتى‏درباره مسائل مهم دينى و اجتماعى از جمله بلوغ دختران) دچار شيوه اخباريگرى و شيوه اصولى احتياطى شده‏اند؟
پاسخ : متأسفانه هرگاه فقيهى اسير ذهنيت و يا آسيب‏پذيرى در برابر عوامل خارجى و يا ذهنى و يا داراى شيوه اخباريگرى و يا شيوه اصولى احتياطى در مقام استنباط باشد، مسأله‏اى مانند زمان پيدايش بلوغ دختران و امثال آن براى وى اهميت نخواهد داشت و لذا بدون بررسى دقيق از اخبارى كه درباره آنها وارد شده، تنها بر خبرى كه متضمن پيدايش بلوغ دختر در سن نه سالگى است اتخاذ كرده و احكام را بر آن مترتب مى‏كند. در حالى كه لازم است از شيوه‏هاى ياد شده دست بردارد و توجه كند به اينكه اين شيوه‏ها اگرچه در برخى جوامع و نسبت به برخى افراد مشكل‏آفرين نبوده، ولى در غالب جوامع و بيشتر افراد مشكل‏آفرين و طاقت‏فرساست و مستلزم عسر و حرج خواهد بود. بديهى است هيچگاه دشوارى و يا سهولت رعايت يك حكم نمى‏تواند حكم واقعى الهى را تغيير دهد، چنانكه عوامل ذهنى و يا عوامل خارجى و محيطى نيز نمى‏تواند اساس تغيير حكم قرار گيرد. ملاك تشخيص حكم همان مبانى اصيل دينى و عناصر معتبر اجتهادى است، نه عوامل ذهنى خارجى محيطى و اجتماعى و ذوق‏ها و سليقه‏ها. بر اين اساس فقيه جامع الشرايط بايد درباره مسأله بلوغ دختران، مجموع اخبار نه و ده و يازده و سيزده و چهارده و پانزده سالگى كه درباره زمان بلوغ دختران وارد شده و نظر كارشناسان آگاه و شرايط زمان و محيطى كه دختران در آن زندگى مى‏كنند، مورد توجه قرار داده و تلاش كند زمان تحقق بلوغ دختران را براساس روش‏هاى علمى و با بررسى همه اخبار و توجه به زمان صدور آنها و ديگر قراين باز شناسد. مقصود من از زمان پيدايش بلوغ دختران نه توجيه و تفسير منابع شرعى براساس تفكر شخصى، بلكه بررسى منابع شرعى و موازين علمى و به دور از هرگونه ذهنيت و آسيب‏پذيرى از عوامل خارجى و پيش‏داورى و سهل‏انگارى است.

٦. پرسش : امروزه كه با پيدايش جمهورى اسلامى زمينه خوبى براى بيان نظرهاى جديد اجتهادى در حوزه علمى و اجراى احكام اسلامى در كشور فراهم آمده، آيا اين امكان هست كه تحولى در زمينه استنباط پديد آيد و آنچه كه از عناصر اصلى استنباط به دست مى‏آيد بيان شود؟
پاسخ : بله اين امكان وجود دارد، لذا بر فقها لازم است احكام الهى را و آنچه كه از منابع فقهى اجتهادى اصيل، پس از بازنگرى در آنها و توجه به شرايط زمان و مكان و عرف و احوال آدميان درمى‏يابند، بدون وحشت از جوسازى‏هاى افراد كم‏اطلاع بيان كنند و از اظهار نظرى خلاف آراى فقهاى پيشين بيم نداشته باشند.

٧. پرسش : آيا اعتقاد به اينكه در مسائل شرعى و غير آنها، نبايد خلاف نظر فقهاى پيشين اظهار نظر كرد، درست است و سبب شرعى دارد؟
پاسخ : اين نظر اعتقادى نارواست زيرا اين بينش: اولا - با تشريع اصل اجتهاد كه بايد فروع جديد به اصول پايه برگردد و قوانين كلى بر مصاديق خارجى منطبق شود منافات دارد، چون در نهاد اجتهاد عنصر تحقيق نهفته است و تحقيق در منابع نيز با برداشت‏هاى نوين و بازنگرى در آنها و شرايط زمانى و مكانى و عرفى و در نتيجه بروز اختلاف نظر ملازمت دارد كه اين اصل اختلاف مورد پذيرش شرع است. ثانيا - علاوه بر اين در بردارنده فوايدى مانند تكامل و گسترش فقه از حيث مصاديق است. ثالثا - نظر پيشينيان در مورد موضوعات و رويدادهاى جامعه يا مطابق شرايط زمان آنها بوده (كه در صورت تحول آن شرايط تبعا بر اساس منابع بر رأى ديگرى معتقد مى‏شدند) و يا آنكه برداشتى از منابع استنباطى بوده است. اما اگر امروز مجتهدى با استفاده از منابع استنباط به نظر ديگرى خلاف نظر پيشينيان دست يافت نمى‏تواند حكم را مانند آنها بيان كند، بخصوص در مواردى كه پژوهش كارشناسانه نظر او را تأييد كند.

٨. پرسش : لطفا زمان بلوغ دختران را از ديدگاه اهل لغت بيان فرماييد؟
پاسخ : سن خاصى براى زمان پيدايش اصل بلوغ دختران در منابع لغت ذكر نشده است، اهل لغت بلوغ را شروع فعاليت جنسى دانسته‏اند كه در دختران با قاعدگى و در پسران با احتلام و تغيير صدا همراه است. ابن منظور مصرى در لسان العرب بلوغ را به معناى رسيدن به نهايت امر، اعم از زمان مكان يا امر ديگر دانسته است: «بلغ الشى‏ء وصل و انتهى» سپس مى‏گويد: «بلغ الغلام احتلم كانه بلغ وقت الكتاب عليه و التكليف و كذلك الجاريه» يعنى بلوغ غلام به احتلام اوست، گويا كه وقت تكليف او فرا رسيده است. سيد مرتضى زبيدى در «تاج العروس» مانند اسماعيل بن حماد جوهرى در «صحاح اللغة» در اين باره مى‏نويسد: «بلغ الغلام ادركه» يعنى به رشد سنى رسيد و «بلغ فى الجود مبلغا» يعنى به حدى از خوب فهمى و زوديابى رسيد و سپس از كتاب «محكم» ابن سيده نقل مى‏كند كه گفته: «بلغ اى احتلم». بنا بر اين شما در سخنان اهل لغت مى‏بينيد كه براى تحقق بلوغ دختران و پسران سن خاصى را مطرح نكرده‏اند و تنها به «رشد» و «احتلام» بسنده كرده‏اند.

٩. پرسش : آيا در قرآن سن خاصى براى بلوغ دختران عنوان شده است؟ مستدعى است در اين باره پاسخ را به گونه مفصل مطرح فرماييد؟
پاسخ : در قرآن كريم سن خاصى در باره بلوغ دختران به ميان نيامده است و نشانه‏هاى بلوغ را اين گونه در آيات مباركه بيان مى‏كند: . 1 حلم: «و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستأذنوا» يعنى وقتى كودكان به احتلام رسيدند بايد با اجازه وارد شوند. اين آيه چنانكه مى‏بينيم احتلام را نشانگر بلوغ دانسته است نه سن را؛ . 2 رشد: «و ابتلوا اليتامى حتى اذا بلغوا النكاح فان آنستم منهم رشدا فادفعوا اليهم اموالهم» يعنى يتيمان را آزمايش كنيد تا زمانى كه به مرحله ازدواج برسند، در اين زمان اگر رشدى در آنها ديديد، اموالشان را به آنها برگردانيد. در اين آيه نشانه بلوغ، رشد عقلى و توانايى جنسى است نه سن. شيخ طوسى بر اساس همين آيه حكم كرد كه تا زمانى كه صاحب مال به رشد فكرى و عقلى نرسيده، سرپرست نمى‏تواند مال را به وى برگرداند؛ . 3 بلوغ اشد: «و لا تقربوا مال اليتيم الا بالتى هى احسن حتى يبلغ اشده» يعنى به مال يتيم نزديك نشويد مگر به آن گونه كه نيكوتر است تا آن زمان كه به نيروى جوانى برسد. همچنين مى‏فرمايد: «و لما بلغ رشده آتيناه حكما و علما و كذلك نجزى المحسنين» يعنى چون به سن بلوغ و توانايى (جوانى) رسيد به او حكم و دانش داديم و نيكوكاران را اين گونه پاداش مى‏دهيم و فرمود: «هو الذى خلقكم من تراب ثم من نطفة ثم من علقة ثم يخرجكم طفلا ثم لتبلغوا رشدكم ثم لتكونوا شيوخا» يعنى اوست آفريدگارى كه شما را از خاك آفريد و بعد از قطره آبى و آنگاه از خون بسته، پس شما را از رحم مادر به گونه كودك خارج كرد، تا آنكه به سن رشد و كمال و جوانى برسيد و سپس به پيرى.

١٠. پرسش : لطفا سخنان عالمان لغت را در باره حلم بيان فرماييد؟
پاسخ : راغب اصفهانى حلم را به زمان بلوغ معنا كرده و مى‏نويسد: بلوغ به اين دليل، حلم ناميده شده كه شخص بالغ در زمان بلوغ داراى حلم (احتلام) است. احمد بن محمد مقرى فيّومى در «مصباح المنير» مى‏نويسد: «و حلم الصبى و احتلم ادرك و بلغ مبلغ ارجال فهو حالم و محتلم...» يعنى حلم و احتلام كودك زمانى است كه به رشد سنى برسد و نيز در توانايى، در رديف مردان قرار گيرد.

زندگينامه| اجازه اجتهاد| شيوه اجتهادى| شيوه تدريس| آثار وتأليفات| فتاواى منتخب| استفتا ء
استفتائات هفته | مؤسسه اجتهاد |آلبوم عكس | درباره پايگاه | ارتباط با ما