English Français اردو عربي فارسى پايگاه اطلاع رسانى مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى جناتى (مد ظله العالى)                 موقع المرجع الديني سماحة آية الله العظمى الجناتي(مد ظله العالي)
The official website of Ayatollah Alozma Jannaati
جستجو در اينترنت
 
آثار و تاليفات
  
الفقه المقارن
كتاب الحج
رساله توضيح المسائل
مناسك حج
منابع اجتهاد
ادوار اجتهاد
ادوار فقه
همبستگى اديان و مذاهب
سلسله گفتارها
روش هاى كلى استنباط
فتاواى منتخب
  
طهارت ذاتى همه انسانها
حكم ذبايح اهل كتاب
بلوغ دختران
زن و مقامات اجتماعى
اجتهاد ومرجعيت زنان
مجسمه سازى
بازى با آلات قمار
عروسى ها و مناسبات شادى
هنر و موسيقى
مواد مخدر
آلبوم عكس
ثبت نام در خبرنامه پايگاه

١. پرسش : ترديدى نيست در مواردى كه دليل شرعى معتبر بر حرام يا حلال بودن وجود دارد، بايد طبق آن عمل شود و اما در مواردى كه دليل قطعى وجود ندارد تكليف چيست؟
پاسخ : با توجه به كتاب خدا و سنت پيامبر(ص) كه اولين و دومين منبع اجتهادى مى‏باشند، در چنين مواردى بايد حكم به حلال بودن آن شود (نه‏حرمت)، زيرا حكم حلال با اصول اوليه هماهنگ است. فقهايى كه داراى شيوه اصولى و حتى آنانى كه داراى شيوه اخبارى‏گرى در مقام استنباط بوده‏اند، در اين موارد حكم به حلال بودن مى‏دهند.

٢. پرسش : آيا رسول خدا در عمل و فرمان‏هايى كه صادر مى‏كرد شرايط زمان و مقتضيات آن را رعايت مى‏فرمود؟
پاسخ : بله رسول خدا براى زمان و شرايط آن نقش قائل بودند و ايشان در كارها و دستورهاى خويش شرايط زمان را به گونه كاملى رعايت مى‏نمودند. در مصادر تاريخى آمده است كه پيامبر(ص) پيش از هجرت در مسجدالحرام دور خانه خدا طواف مى‏كرد، در حالى كه 360 بت در اطراف كعبه قرار داشت و ايشان هيچ‏گونه تعرض عملى و قولى به آنها نداشت. ولى وقتى شرايط زمانى براى او در نتيجه فتح مكه متحوّل شد، اولين كارش پس از ورود به مكه شكستن بت‏ها بود. همچنين از رسول خدا(ص) نقل شده است كه فرمود: اگر نبود كه خوش نداشتم بگويند محمد از كسانى است كه در جنگ با دشمن از افرادى كمك گرفت، ولى پس از پيروزى بر دشمنان خود آنان را كشت، به يقين گروه بسيارى را گردن مى‏زدم. بايد دانست نظر رسول خدا به كسانى بود كه به او كمك مى‏كردند ولى مستحق قتل بودند، اما وى در شرايط خاص زمانى از قتل آنان صرف نظر كرد.

٣. پرسش : آيا در اجراى حدود نبايد شرايط زمانى رعايت شود؟
پاسخ : از حديث مذكور استفاده مى‏شود كه در اجراى حدود الهى هم بايد به شرايط خاص زمانى توجه كرد، زيرا غرض از تشريع حدّ براى سالم ساختن محيط اجتماعى است نه انتقام‏جويى از اهل فساد وگناه.

٤. پرسش : آيا پيامبر گرامى اسلام براى مكان و شرايط آن نقش قائل بودند و در مقام بيان حكم شرايط مكان را رعايت مى‏فرمودند؟
پاسخ : بله رعايت مى‏كردند. در مصادر تاريخى آمده است در يكى از جنگ‏ها دزدى دستگير شد كه بايد دستش قطع مى‏گرديد و برخى از ياران رسول خدا(ص) درصدد اجراى حكم برآمدند. پيامبر به دليل شرايط مكان آنها را از اين كار منع نمود و در اين باره فرمود: در صورت واقع شدن اين كار ممكن است او به دشمنان اسلام پناه ببرد و اسرار جنگ را در اختيار آنها قرار دهد و به دليل حساسيت مكان از آن صرف نظر شد.

٥. پرسش : آيا حديثى در باره رعايت شرايط مكان در مقام حكم از امامان(ع) صادر شده است؟
پاسخ : بله در حديثى معتبر از حضرت امير(ع) نقل شده كه فرمود: «لايقام على أحد حدّ بأرض العدو» در زمين دشمن نبايد بر هيچ شخصى حدّ جارى شود و فرمود: «لا أقيم على رجل حدا بارض العدو حتى يخرج منها مخافة ان تحمله الحميّة فيلحق بالعدو» يعنى در زمين دشمن بر مردى اقامه حد نمى‏كنم تا زمانى كه از آن سرزمين خارج شود، زيرا خوف اين مى‏رود كه اين كار سبب فرار وى و ملحق شدن به دشمن گردد.

٦. پرسش : آيا پيامبر شرايط عرف را در مقام عمل و فرمان خويش رعايت مى‏كرد يا خير؟
پاسخ : بله رعايت مى‏كرد، در روايت آمده است كه حضرت على(ع) از حضرت فاطمه(س) خواستگارى كرد، پيامبر(ص) به حضرت فاطمه گفتند: على از تو سخن مى‏گويد، اما ايشان سكوت كردند، حضرت فرمود: «سكوتها رضاها» وپيامبر او را به همسرى على درآورد. در هر حال در زمان صدور اين روايت، چون سكوت دختر داراى اثر ونشانه رضايت وى بود، از اين رو در وقت عقد و مراسم ازدواج به آن بسنده مى‏كردند، زيرا مبناى حديث بر عرف زمان پيامبر بوده است. اما امروزه كه عرف تغيير كرده، نمى‏توان بر سكوت او در وقت عقد بسنده كرد، زيرا مبناى حديث كه بر عرف آن زمان بوده تغيير كرده است. پس بايد دختر از راه لفظ «بله» رضايت خويش را اعلام كند و عاقد نبايد بر سكوت او بسنده كند. بدين جهت فقيه در مقام استنباط بايد به طور كامل شرايط عرف زمان صدور روايات را مورد بررسى قرار دهد و سپس حكم موضوع را بيان كند.

٧. پرسش : آيا رسول خدا در مقام بيان حكم و دستورهاى خود، احوال مردم را رعايت مى‏كرد يا خير؟
پاسخ : بله رعايت مى‏كرد و نمونه در اين رابطه بسيار است، از جمله: . 1 ما در پاسخ‏هاى رسول خدا(ص) و امامان(ع) مى‏بينيم آن گونه كه مناسب احوال مردم بود، احكام را بيان مى‏كردند. از اين رو در برابر يك پرسش كه افراد مختلف مطرح مى‏كردند، پاسخ‏هاى گوناگون مى‏دادند وسبب اختلاف پاسخ آنان، اختلاف احوال سؤال‏كنندگان بود، مانند پزشكى كه با توجه به اختلاف احوال بيماران، داروهاى مختلفى تجويز مى‏كند؛ . 2 باديه‏نشينى در مسجد رسول خدا در مدينه و جلوى مردم ادرار كرد، ياران رسول خدا برآشفتند و درصدد تنبيه او برآمدند، ولى رسول‏خدا(ص) مانع شد و فرمود: شما به حدود فهم و ادراك او توجه كنيد، او صحرانشين است و هنوز به آداب و رسوم اسلام مؤدب نشده است، محل را تطهير كنيد؛ . 3 پيامبر اسلام(ص) به عايشه فرمودند: «لو لا حداثة قومك بالجاهليّة لهدمت البيت و بنيته على قواعد ابراهيم» يعنى اگر قرب عهد قوم تو به جاهليت نبود، هر آينه خانه خدا را منهدم و خراب مى‏كردم و بر اساسى كه حضرت ابراهيم(ع) براى آن قرار داد، بناى آن را تجديد مى‏كردم، اين‏سخن پيامبر مبيّن آن است كه حضرت حالتى را كه قوم عايشه بر آن بوده‏اند (قرب عهد آنان به جاهليت) مورد اعتبار قرار دادند.

٨. پرسش : حضرت آية اللّه جنّاتى مستدعى است خصلت‏هايى كه حاكم از نظر مبانى اسلامى بايد دارا باشد، به گونه مفصل بيان فرماييد؟
پاسخ : برخى از خصلت‏هايى كه در مبانى اسلامى براى حاكم بيان شده عبارتنداز: . 1 حسن اداره آن گونه كه نه سخت‏گير باشد و نه آسان‏گير؛ . 2 پرهيز از منّت‏گزارى بر مردم؛ . 3 قرار ندادن دشوارى‏ها و بارگران بر دوش مردم؛ . 4 تفاهم داشتن و تبادل نظر با مردم در مسائل نظرى؛ . 5 مشورت با افرادى كه مى‏توانند او را در اجراى برنامه‏ها يارى دهند؛ . 6 پرهيز از انتقام‏جويى و در پيش گرفتن عفو و گذشت، حضرت امير(ع) فرموده‏اند: «إذا قدرت على عدوك فاجعل العفو عنه شكرا للقدرة عليه» يعنى هرگاه بر دشمنت دست يافتى، بخشش و گذشت از او را شكر و سپاس توانايى بر او قرار ده؛ . 7 پذيرش عذر مجرمان در شبهه‏ها؛ . 8 تأنى در امور و پرهيز از شتاب‏زدگى در كارها و بى‏باكى كه عدم رعايت اين خصلت حكومت را به خطر نزديك و جامعه را گرفتار فتنه‏ها و هياهوها و تشويش‏ها مى‏كند؛ . 9 دورى از افراد سخن‏چين و حسود و بدسيرت، كه براى بد نشان دادن صاحبان نظر و انديشه مى‏كوشند؛ . 10 پيوند داشتن با صاحب‏نظران دين‏دار، زيرا آنان از دعوت‏كنندگان به نيكويى‏ها هستند؛ . 11 برخوردار كردن افراد از مزايا و وظايف اجتماعى به ميزان كارآيى و شايستگى‏شان.

٩. پرسش : لطفا وظايفى كه بايد حاكم بر اساس مبانى اسلامى در جامعه رعايت كند بيان فرماييد؟
پاسخ : برخى از وظايفى كه حاكم بايد در جامعه رعايت كند عبارتند از: . 1 خوددارى از مردم‏آزارى و تجاوز به حقوق آنها هر چند به كوچك‏ترين چيز؛ . 2 جلوگيرى از ظلم و ستم بر مردم و سعى و كوشش در احقاق حق صاحبان آن؛ . 3 دادن آزادى براى مردم كه بتوانند آزادانه نظرات خودشان را در ارتباط با مسائل جامعه اظهار كنند و اين يكى از آرمان‏هاى اصيل اسلامى است؛ . 4 فراهم كردن زمينه مناسب براى فعاليت نوانديشان و نوپردازان، زيرا رشد جامعه و تكامل علوم منوط به آنهاست و انتقادهاى صحيح نقش به سزايى در رشد اجتماعى و سياسى دارد؛ . 5 فراهم كردن زمينه تفاهم و تبادل نظر براى انديشمندان كه چنين زمينه‏اى در پيشرفت و تكامل جامعه تأثير به سزايى دارد؛ . 6 توانايى بر حفظ اموال بيت المال و صرف نشدن آن اموال در غير مصالح عمومى و قرار نگرفتن آنها در دست شيادان و چپاولگران؛ . 7 ايجاد فرصت‏هاى شغلى كافى و كارآمد براى مردم؛ . 8 توسعه آموزش و پرورش صحيح در همه جا و تشويق مردم براى فراگرفتن دانش‏هاى سودمند؛ . 9 گزينش افراد در كارهاى جامعه بر اساس دانايى و توانايى. متأسفانه امروزه در بعضى از نهادها گزينش افراد تنها بر اساس اعتماد و روابط است بدون اينكه ضوابط و ويژگى‏هايى رعايت شده باشند و اين شيوه گزينش، پيامدهاى منفى بسيارى دارد كه همه آن را مشاهده مى‏كنند؛ . 10 برخوردار كردن همه از مزايا و وظايف اجتماعى به آن مقدار كه كارآيى دارد؛ . 11 دورى از به وجود آوردن محيط ترس و وحشت براى اهل نظر و كوشيدن در ايجاد محيطى آرام و جوّى سالم و صميمى براى آنان؛ . 12 دورى از تبعيض حتى به كمترين چيز؛ . 13 انجام دادن كارهايى كه موجب اعتماد مردم به دستگاه‏هاى مقننه، قضاييه و مجريه مى‏شود، تا موجبات همكارى آنها فراهم گردد؛ . 14 هماهنگ كردن زندگى خود با زندگى عادى مردم در همه زمينه‏ها؛ . 15 منع از تملق ديگران و مدح و ستايش آنان، زيرا در بسيارى از موارد موجب انحراف حاكم از مسير واقع مى‏شود و او را از واقعيت‏ها و مشكلات غافل مى‏سازد و پذيرش انتقاد برايش سنگين مى‏شود و اين نتايج بسيار ناخوشايندى به دبال خواهد داشت.

١٠. پرسش : آيا آزادى مردم در اظهار آرا و نظراتشان، براى پيشرفت آنها در مسائل جامعه داراى نقش نيست؟
پاسخ : داراى نقش است، حضرت امير(ع) در اين باره فايده مهمى را يادآور شده و فرموده‏اند: «اضربوا بعض الرأى ببعض يتولد منها الصواب» يعنى در تضارب آراء و نظرات راه صواب و درست به دست مى‏آيد و فرمود: «من استقبل وجوه الآراء عرف مواضع الخطاء» يعنى كسى كه از آراء مختلف استقبال كند مواضع خطا و ناصواب را مى‏شناسد. بنابراين جلوگيرى از اظهار نظر صاحب‏نظران كار درستى نيست و البته نبايد آن را مورد سوء استفاده قرار دهند.

زندگينامه| اجازه اجتهاد| شيوه اجتهادى| شيوه تدريس| آثار وتأليفات| فتاواى منتخب| استفتا ء
استفتائات هفته | مؤسسه اجتهاد |آلبوم عكس | درباره پايگاه | ارتباط با ما