English Français اردو عربي فارسى پايگاه اطلاع رسانى مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى جناتى (مد ظله العالى)                 موقع المرجع الديني سماحة آية الله العظمى الجناتي(مد ظله العالي)
The official website of Ayatollah Alozma Jannaati
جستجو در اينترنت
 
آثار و تاليفات
  
الفقه المقارن
كتاب الحج
رساله توضيح المسائل
مناسك حج
منابع اجتهاد
ادوار اجتهاد
ادوار فقه
همبستگى اديان و مذاهب
سلسله گفتارها
روش هاى كلى استنباط
فتاواى منتخب
  
طهارت ذاتى همه انسانها
حكم ذبايح اهل كتاب
بلوغ دختران
زن و مقامات اجتماعى
اجتهاد ومرجعيت زنان
مجسمه سازى
بازى با آلات قمار
عروسى ها و مناسبات شادى
هنر و موسيقى
مواد مخدر
آلبوم عكس
ثبت نام در خبرنامه پايگاه

١. پرسش : براساس نظريه‏اى كه حضرت عالى داريد، فقيه از علوم جديد كه موضوع‏ساز هستند (مانند فيزيك، شيمى، رياضى و...) بايد آگاهى داشته باشد؟
پاسخ : ما چون موضوع‏شناسى را پيش از حكم‏شناسى لازم مى‏دانيم از اين‏رو بر اين باوريم كه امروزه با پيدايش موضوعات جديد و پيشرفت دانش و فن‏آورى در ابعاد گوناگون زندگى (كه مانند كارخانه‏هاى توليدى براى حوزه استنباطى موضوع مى‏سازند)، فقيه بايد از علوم جديد مانند علم شيمى كه در آن بحث از تركيب اجسام و علم فيزيك كه در آن بحث از حالات و اوصاف و علم رياضى كه در آن بحث از اعداد و نسبت و مقادير مى‏شود و نيز از علوم ديگر آگاهى داشته باشد و اگر نداشته باشند (كه‏ندارند)، بايد در كنار او افراد متخصص باشند تا آنان براى او موضوع را مشخص كنند و او براساس عناصر اصلى شناخت، حكم آن را معين كند.

٢. پرسش : امروزه چه نوع فقيهى در برابر موضوعات و ويژگى‏هاى جديد آنها، احساس مسئوليت دارد؟
پاسخ : امروزه فقيهى در باره آنها احساس مسئوليت مى‏كند كه داراى شيوه اصولى در مقام عمل و فتوا باشد، زيرا او تا موضوع را مشخص نكند و ادله را به گونه كامل مورد بررسى قرار ندهد و شرايط زمان و مكان و عرف و نياز جامعه و احوال آدميان و واقعيت زمان و عينيت‏هاى خارج را درك نكند، فتوا صادر نمى‏كند. و اما فقيهى كه داراى شيوه اخباريگرى و يا شيوه اصولى احتياطى در مقام عمل و فتوا هست، هيچ‏گاه در اين زمينه احساس مسئوليت نمى‏كند، لذا بدون توجه به كارشناسى و بررسى موضوع حكم از نظر ويژگى‏هاى درونى و يا بيرونى آن (كه تحول زمان در تحول آن داراى نقش است) و نيز بدون بررسى احاديث از نظر زمان صدور آنها و شرايط مخاطبان آنها و نيز بدون توجه به موضوعات جديدى كه از راه علوم جديد در همه شئون زندگى پديد آمده است، فتوا به گونه احتياطى صادر مى‏كند.

٣. پرسش : آيا با شيوه احتياطى در مقام بيان احكام مى‏توان مشكلات جامعه را حل كرد يا خير؟
پاسخ : با شيوه احتياطى در مقام بيان احكام هيچ مشكلى از مشكلات جامعه را نمى‏توان حل كرد و اين شيوه را بيشتر فقهاى متقدمين در مقام فتوا دارا نبوده‏اند، مگر برخى از آنها. به هر حال ما بارها در مقاله‏ها و سخنرانى‏ها و كتاب‏هاى تأليفى خود گفته‏ايم كه اين گونه احتياطها در نظام اسلامى در ارتباط با مسائل جامعه، ضد احتياط است و بايد تنها احكام شرعى موضوعات براساس ادله معتبر و قطعى آنها بيان شود. خلاصه اينكه بيان احكام الهى براى موضوعات قديم و جديد بايد براساس ادله معتبر شرعى و مطابق موازين اجتهاد، پس از مشخص شدن موضوع توسط كارشناس و بررسى ويژگى‏هاى درونى و بيرونى آن (كه با تحول زمان، مكان، عرف، احوال آدميان و نياز جامعه تحول مى‏پذيرد) تحقق يابد.

٤. پرسش : معروف اين است كه در مبانى اسلامى پوشيدن لباس سياه رنگ مورد منع و مذمت قرار گرفته ولى لباسى كه داراى رنگ سفيد و سبز و زرد و... است، مورد امر و مدح قرار گرفته است، با اين وضع چه عاملى باعث شد كه رنگ بد جايگزين رنگ خوب گردد؟
پاسخ : اينكه معروف است در مبانى استنباطى پوشيدن لباس سياه رنگ مورد مذمت و منع است و پوشيدن لباس سفيد رنگ و سبز و زرد و... درآنها مورد مدح و ستايش است صحيح مى‏باشد. اما جايگزين شدن لباس‏هاى سياه رنگ به جاى لباس‏هاى سفيد رنگ و سبز و زرد و... براساس عناصر اصلى استنباط و پايه‏هاى معتبر شناخت نيست، بلكه براساس سنت‏هاى محيطى و اجتماعى يا پيش‏داورى‏هاى ذهنى و يا ذوق و سليقه‏هاست و اگر حكمى در حوزه استنباطى براساس آنها بيان شود حكم خداوند به حساب نمى‏آيد و هيچ‏گونه ارزش و اعتبارى ندارد.

٥. پرسش : شما اين را قبول داريد كه برخى از نظرات در جامعه به عنوان اسلام مطرح است با اينكه اسلام از آن بيزار است؟
پاسخ : بله مورد پذيرش ماست، متأسفانه برخى از نظرات در جامعه اسلامى به عنوان اسلام مطرح و آنها را به عنوان حكم الهى مى‏شناسند، درصورتى كه چنين نيست و ما نمونه‏هاى زيادى را در اين زمينه داريم و اين از عواملى است كه ضربات سهمگينى بر پيكر اسلام در طول تاريخ وارد نموده و اين نظرات، پوستينى وارونه بر قامت فقه اسلام مى‏پوشاند كه طبايع سالم را از آن متنفر نموده است.

٦. پرسش : حق اظهار نظر فقاهتى در مقابل رويدادهاى زندگى (به ويژه رويدادهايى كه امروزه پديد آمده است) از آن چه كسانى مى‏باشد؟
پاسخ : از آن كسانى است كه به گونه كامل از عناصر اصلى استنباط و موازين اجتهاد و شرايط آن آگاهى دارند، نه براى كسانى كه داراى اين آگاهى و شناخت نيستند و اين گونه نيست كه گفته و فرمان هر شخص در نظام اسلامى و غير آن به عنوان حكم شرعى به حساب آيد.

٧. پرسش : مستدعى است ويژگى‏ها و شرايط خاصى را كه امروزه مسئول حوزه اجتهادى و استنباطى بايد دارا باشد، بيان فرماييد؟
پاسخ : آن ويژگى‏ها و شرايط عبارتند از: . 1 جهان‏بينى گسترده و آگاهى از سياست‏هايى كه امروزه در جهان به كار گرفته مى‏شود؛ . 2 شناخت جامعه و نيازهاى آن؛ . 3 بررسى و كارشناسى موضوعات احكام و ويژگى‏هاى درونى و بيرونى آنها كه با تحول زمان تحول مى‏پذيرند، چه خودش به تنهايى و چه به كمك متخصصان در هر رشته‏اى. . 4 استنباط براساس مبانى معتبر و عناصر اصلى استنباط، نه براساس اخبار آحاد يا اجماعات منقول و يا براساس شهرت‏هاى بى‏اساس؛ . 5 پرهيز از تأويلات قشرى براى متون استنباطى؛ . 6 تعميم آن به حوزه‏هاى فردى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى، قضايى، حقوقى، فرهنگى، پزشكى، هنرى و...؛ . 7 وجود اجتهاد در حوزه استنباطى هم در مرحله تئورى و هم در مرحله فتوا؛ . 8 آگاهى از علومى كه موضوعات احكام را مشخص مى‏كند، چه‏خودش به آن علوم آگاهى يابد و چه از طريق متخصصان؛ . 9 درك جهانى بودن شريعت و رسالت خطير آن در برابر رويدادهاى زمان؛ . 10 برخوردارى از جهان‏بينى اسلامى گسترده و غير محصور به زمان و مكانى خاص؛ . 11 درك و شناخت عميق عناصر زيربنايى شريعت و توان عرضه داشتن برداشت‏ها و دريافت‏هاى خويش از آنها (براساس بينش جهانى و واقعيت‏هاى زمان و عينيت‏هاى خارجى) به گونه‏اى كه بتواند آنها را با شرايط و موقعيت جامعه هماهنگ كند؛ . 12 درك روح كلى شريعت از عناصر اصلى استنباط كه بر گذشت و آسان‏گيرى استوار است. زيرا نشان دادن چهره خشن از آن، ايمان مردم را سست مى‏كند و براى نسل جوان غير قابل تحمل است؛ . 13 آسيب‏پذير نبودن در برابر آرا و نظرهاى پيشينيان و عوامل ذهنى و خارجى، زيرا اين موجب مى‏شود كه ديد او از راه آنها جهت گيرد و اجتهاد از ماهيت اصلى خويش منسلخ گردد. اجتهادى واجد ماهيت اصيل خود است كه ديد مجتهد در آن از راه كتاب خدا و سنت پيامبرخدا(ص) جهت گيرد نه از راه غير آنها؛ . 14 دورى از عوام‏زدگى و جمود و تحجر و ظاهرگرايى، اين عوامل حوزه استنباطى را از كارآيى باز مى‏دارند؛ . 15 توان بر درك كامل ابعاد جامعه و نيازهاى آن؛ . 16 خارج كردن احاديث ساختگى از حوزه استنباطى كه محدثان و علماى رجال آنها را بيش از پنجاه هزار دانسته‏اند. . 17 رعايت ويژگى‏هاى شيوه نوين اجتهادى در مقام استنباط.

٨. پرسش : بحث‏هايى پيرامون حلال يا حرام بودن برخى مسائل چون كف زدن و سوت كشيدن در مجالس و محافل در ميان برخى از صاحب‏نظران فقهى در جريان مى‏باشد، نظر حضرت عالى در اين باره چيست؟
پاسخ : براساس منابع معتبر شرعى و موازين اجتهادى و اصولى و قواعد كلى كه در كتاب الهى و سنت پيامبر خدا(ص) آمده است، كف زدن و سوت زدن به عنوان تأييد و تشويق و تقدير از كسى كه مورد علاقه است و نيز به عنوان اظهار سرور و خوشحالى در مناسبات شادى مانند عروسى‏ها و اعياد و نيز براى كسى كه سرود يا اشعار يا سخنرانى جالب و گيرا در جلسه‏اى ايراد مى‏كند، هيچ‏گونه اشكالى ندارد. من نديدم عالمى كه كمترين آگاهى از موازين اجتهادى و فقاهت داشته باشد و موارد ياد شده را مورد اشكال قرار دهد. من بارها در مصاحبه و مقالات در اين باره گفته‏ام كه در نجف و كربلا به مناسبت‏هاى مختلف جلساتى تشكيل مى‏شد و علما، فقها و بزرگترين مراجع آن سامان در آن شركت مى‏كردند و خود در آنها حضور داشتم و مى‏ديدم مردم براى تشويق شاعران و سخنرانان به گونه‏اى كف مى‏زدند كه فضاى آن دو شهر مقدس را فرامى‏گرفت، ولى بااين وصف از هيچ يك از آنان اشكالى و انكارى ديده نمى‏شد.

٩. پرسش : مستدعى است نظر خود را درباره آيه 35 از سوره انفال كه درباره مشركان مى‏فرمايد: «وما كان صلاتهم عند البيت الاّ مكاء و تصدية» يعنى نبوده است نماز آنها در جوار كعبه مگر سوت كشيدن و كف‏زدن بيان بفرماييد؟
پاسخ : اين را نمى‏توان دليل بر حرمت و نكوهش و مذمت مطلق كف‏زدن و سوت كشيدن قرار داد. زيرا آيه شريفه، آن كف و سوتى را مورد مذمت قرار داده كه مشركان به عنوان عبادت در كنار خانه خدا انجام مى‏دادند، نه كف زدن و سوت كشيدنى كه به عنوان تأييد و تشويق شخص لايق و مفيد جامعه و يا شاعر و سخنران باشد. برخى افراد در اين باره، به برخى از روايات استدلال كرده‏اند، كه اين نيز از نظر ما ناتمام و غير منطقى است، زيرا روايت معتبرى در اين مورد وجود ندارد.

١٠. پرسش : از نظر شما چه روايت‏هايى را مى‏توان مورد استدلال قرار داد؟
پاسخ : از نظر ما روايتى مورد استدلال قرار مى‏گيرد كه از ناحيه اصل‏صدور، دلالت و جهت صدور، كامل و صحيح باشد و تا اين سه ناحيه كامل نباشد، نمى‏توان با آن روايت بر مطلبى استدلال كرد. براى شناخت اصل صدور، علم رجال و درايه شكل گرفته و براى شناخت دلالت از حيث كليت، علم اصول و از جهت تطبيق، اجتهاد فقهى مجتهد لازم است و براى شناخت جهت صدور نيز دو راه قبلى ضرورى است.

زندگينامه| اجازه اجتهاد| شيوه اجتهادى| شيوه تدريس| آثار وتأليفات| فتاواى منتخب| استفتا ء
استفتائات هفته | مؤسسه اجتهاد |آلبوم عكس | درباره پايگاه | ارتباط با ما